خستو
تو میراث شبهای مهتابی عاشقان
تو سرمایهٔ عمر شاه و شبان
تو مادر، زمان پدیداری کودکان
تو دختر، همان دختر پریچهرهٔ مهربان
تو را دستهٔ شاعران قرنها سراییده اند
فروغت فرستادگان ازل هر زمان بر زبان برده اند
همه عاشقان در کمال خوشی بودنت حس کرده اند
تمام زنان زیبایی خود و نرمش ز تو آورده اند
ستاره و ماه همواره جذبند به زیبایی چشم تو
زمین و زمان تا ابد مست مژگان خوش نظم تو
تبسم کنی قلبها ناگهان پر تپش میشوند
بخندی کویر و بیابان شکوفا و پرگل شوند
بیا کامیابم کن ای چشمه گاه عزیز
بیا با تو در کامم، این جام من می بریز
که دریایی از باده سیرابگر باشدم
به مستی عشقت گذارم چه راسخ قدم
نمایان کن عشقت به من شیرینکم
کماکان منم بهترین عاشقت، من تکم
برایت همیشه خوشی، شادمانی طلب میکنم
همه روزها را به عشقت به شب میکنم
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen